X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 29 آذر‌ماه سال 1390

اندر پو ستین قدما


ای فتنه که سرویس شد از توبه دهانم

ای فتنه بکش یا به سلامت برهانم

هر چند که ارزان شده و مرگ ندارد

می ترسم از این لعبت چینی بستانم!

گفتند بیا شعر بگو درد ندارد


دنبال تو می گشتم و می سوخت زبانم!


باران زمین خورده ی تو هستم وانگار


محکوم شدم در رگ این ریشه بمانم


ای خوبتر از هر دو جهان عاقبت تو


من متصلن حمد تو را بیش بیانم!


با ما سر سازش که ندارد حملاتت


از سحر بیانت به خودم فیض رسانم!


عمریست گره وا نشد از آخر زلفت


پیوست نشد نامه ی اذکار نهانم!


گفتند سواری که تو باشی به غبار است


معلوم نشد رفته ای یا اینکه بمانم!


ای دامن تو کوته از اندیشه ی اغیار


با ما به از این باش که تنگ است زمانم!