X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 15 آذر‌ماه سال 1390

مترسک

شبیه می شود آخر به سایه ای که منم

مترسکی که سرش را بریده از بدنم

مرا رها و خودش را رهاترین در باد

گذاشت تا که نگنجم درون پیرهنم

قسم به صبح کلاغ و هجوم های بزرگ

که ایستاده ترین مرگ در تن کفنم


مرا به حرمت گندم مرا به هیچ فروخت


خدای مزرعه فریاد می زنم که منم!

کلاغها که بیایند مثله خواهم شد

گشوده می شوم از بازی گره شدنم!


تمام ترس زمینی درون من پیچید


مترسکی سر خود را گذاشت روی تنم!