X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 26 تیر‌ماه سال 1392

خیلی

معمولن اتفاق نمی افتد که خیلی باشم 
و حالا دل تنگم
خیلی
وقتی تو نیستی  
و من پادشاه  تخت خودم هستم
که سالهاست برای تو طراحی شده است 
و خیالت مستعمره ی باشد
که برای بازنشستگی اشغال کرده ام
تاریکم
خیلی 
و تنها اغوش توست    
که گرما را مستقیما به نور تبدیل می کند
حالم بد است 
خیلی
و کشتی ها ی بوسه ام به عمیق ترین اقیانوسهای تنت
نرسیده ، گم شده اند  
 همه ی روزها را باید به عقب بر گردانم
 و تو اینهمه را 
به من بدهکار بشوی 
و خیلی 
 واحد شمارش بچه هایی بشود که نداشته ایم.